طلا و نقره در هفتههای اخیر تحت فشار فروش قرار گرفتهاند؛ موضوعی که در نگاه نخست با افزایش ریسکهای ژئوپلیتیک، نوسانات بازار انرژی و نگرانیها درباره تورم همخوانی ندارد. با این حال، واکنش بازار فلزات گرانبها به بحرانها همیشه مستقیم و فوری نیست.
تجربه تاریخی نشان میدهد که در مراحل اولیه بسیاری از شوکهای ژئوپلیتیک و انرژی، سرمایهگذاران بیش از آنکه بر تقاضای داراییهای امن تمرکز کنند، به مسیر نرخهای بهره، بازدهی اوراق قرضه و ارزش دلار آمریکا واکنش نشان میدهند. به همین دلیل، افت قیمت طلا و نقره در آغاز یک بحران لزوماً به معنای تضعیف چشمانداز بلندمدت این داراییها نیست.
افزایش تنشهای ژئوپلیتیک معمولاً از بازار انرژی آغاز میشود. رشد قیمت نفت میتواند انتظارات تورمی را تقویت کند و در نتیجه احتمال کاهش نرخ بهره توسط بانکهای مرکزی را کاهش دهد.
در چنین شرایطی، بازدهی اوراق قرضه افزایش مییابد و دلار آمریکا تقویت میشود. این دو عامل معمولاً فشار مستقیمی بر طلا و نقره وارد میکنند. افزایش بازدهی اوراق، هزینه فرصت نگهداری داراییهای بدون بهره را بالا میبرد و دلار قویتر نیز خرید فلزات گرانبها را برای سرمایهگذاران خارج از آمریکا پرهزینهتر میکند.
این موضوع توضیح میدهد که چرا حتی در دورههایی که تقاضا برای داراییهای امن افزایش مییابد، طلا و نقره ممکن است در کوتاهمدت عملکرد ضعیفی داشته باشند.
رفتار فعلی بازار در مقایسه با چرخههای گذشته غیرعادی نیست. در جریان شوک نفتی دهه ۱۹۷۰، انقلاب ایران، جنگ خلیج فارس و بحران انرژی ناشی از جنگ روسیه و اوکراین، الگوی مشابهی مشاهده شد.
در اغلب این دورهها، افزایش قیمت انرژی ابتدا موجب رشد انتظارات تورمی شد. سپس بازدهی اوراق قرضه و شاخص دلار افزایش یافت و بازار فلزات گرانبها وارد فاز اصلاح شد. تنها پس از آنکه سرمایهگذاران پیامدهای بلندمدت بحرانها را در اقتصاد جهانی ارزیابی کردند، روند صعودی طلا و نقره از سر گرفته شد.
به همین دلیل، واکنش اولیه بازار لزوماً تصویری دقیق از مسیر بلندمدت قیمتها ارائه نمیدهد.
میانگین متحرک ۲۰۰ روزه یکی از مهمترین شاخصهای مورد توجه سرمایهگذاران نهادی است. قرار گرفتن قیمت در زیر این سطح معمولاً نشانهای از ضعف روند تلقی میشود، اما سابقه بازار نشان میدهد که بسیاری از اصلاحهای عمیق در نزدیکی همین محدودهها به پایان رسیدهاند.
به همین دلیل، عبور قیمت به زیر این میانگین را نمیتوان بهتنهایی نشانه آغاز یک روند نزولی پایدار دانست. اهمیت این سطح بیشتر در آن است که تصویری از وضعیت روند بلندمدت بازار ارائه میدهد.
اقتصاد جهانی امروز با بسیاری از دورههای گذشته تفاوت دارد. سطح بدهی دولتها، بهویژه در آمریکا، در بالاترین سطوح تاریخی قرار دارد و هزینههای تأمین مالی بهطور قابل توجهی افزایش یافته است.
همزمان، بانکهای مرکزی نیز نقش متفاوتی در بازار طلا ایفا میکنند. طی سالهای اخیر، بسیاری از آنها به خریداران خالص طلا تبدیل شدهاند و تلاش کردهاند وابستگی ذخایر خود به ارزهای خارجی را کاهش دهند.
این روند نشان میدهد که تقاضای ساختاری برای طلا همچنان پابرجاست؛ عاملی که میتواند از قیمتها در افق بلندمدت حمایت کند.
اصلاح قیمت در بازار طلا و نقره معمولاً یک فرآیند چندمرحلهای است:
مرحله نخست: با فروشهای هیجانی آغاز میشود؛ زمانی که معاملهگران به سرعت به اخبار واکنش نشان میدهند و فشار فروش افزایش مییابد.
مرحله دوم: بازار وارد فاز تثبیت میشود و قیمتها برای مدتی در سطوح پایینتر نوسان میکنند. در این دوره، عواملی مانند بازدهی بالای اوراق قرضه و قدرت دلار همچنان بر بازار اثر میگذارند.
مرحله سوم: سرمایهگذاران بلندمدت و نهادهای مالی به تدریج وارد بازار میشوند و فرآیند انباشت آغاز میشود.
مرحله نهایی: با بهبود شرایط بنیادی و تغییر انتظارات سرمایهگذاران، روند بازیابی شکل میگیرد.
برای ارزیابی مسیر بعدی طلا و نقره، این متغیرهای کلیدی اهمیت ویژهای دارند:
افت اخیر طلا و نقره را نمیتوان صرفاً نشانهای از ضعف بنیادی این بازارها دانست. تجربه چرخههای گذشته نشان میدهد که در بسیاری از بحرانها، افزایش بازدهی اوراق قرضه و تقویت دلار آمریکا در کوتاهمدت فشار فروش ایجاد کردهاند؛ حتی در شرایطی که ریسکهای ژئوپلیتیک بالا بوده است.
در نهایت، مسیر آینده فلزات گرانبها به تعامل میان نرخهای بهره، تورم، بازار انرژی و سیاستهای بانکهای مرکزی بستگی خواهد داشت. اگر فشار ناشی از بازدهی اوراق و دلار کاهش یابد، اصلاح فعلی میتواند بیش از آنکه نشانه آغاز یک روند نزولی پایدار باشد، بخشی از یک چرخه بزرگتر در بازار فلزات گرانبها تلقی شود.
موج ۲۰۰ میلیارد دلاری عرضههای اولیه؛ آزمون جدید نقدینگی بازار
عرضههای اولیه احتمالی اسپیسایکس، اوپنایآی و آنتروپیک میتواند آزمونی جدی برای نقدینگی بازار باشد؛ در حالی که نگرانیها درباره کاهش درصد مالکیت سهام و تمرکز ریسک در بخش فناوری رو به افزایش است.
جزئیات
دوران بازدهیهای بالا به پایان نرسیده است
قیمت نفت، فشارهای تورمی و دادههای قدرتمند اقتصاد آمریکا میتوانند از تداوم روند صعودی بازدهی اوراق قرضه حمایت کنند. در نتیجه، نگاه بازارها بار دیگر به احتمال نزدیک شدن بازدهی اوراق ۱۰ ساله آمریکا به مرز ۵ درصد معطوف شده است.
جزئیاتدر کانال تلگرام ما عضو شو و سیگنالهای معاملاتی رایگان رو دریافت کن!
به کانال تلگرام ما بپیوندید!