بر اساس گزارشها، امارات متحده عربی در ماه آوریل برای دریافت حمایت دلاری کوتاهمدت به وزارت خزانهداری آمریکا مراجعه کرده است. این موضوع در نگاه اول شاید تنها یک مشکل نقدینگی منطقهای به نظر برسد؛ اما نگرانی اصلی، به فشارهای پنهان در بازار اوراق خزانهداری آمریکا بازمیگردد. امارات با کمبود منابع مالی روبهرو نیست؛ بلکه مسئله اصلی، نیاز به نقدینگی سریع دلاری در شرایط کاهش درآمدهای انرژی است. در چنین شرایطی، حتی کشورهای ثروتمند نیز ممکن است برای تامین نقدینگی، ناچار به فروش اوراق خزانهداری آمریکا شوند.
دقیقاً چالش از همینجا آغاز میشود. اگر دارندگان بزرگ خارجی بهطور همزمان اقدام به فروش اوراق خزانهداری کنند، قیمت این اوراق کاهش و بازدهی آنها افزایش پیدا میکند. رشد بازدهی اوراق نیز هزینه استقراض را برای دولت آمریکا، شرکتها و خانوارها بالاتر میبرد.به همین دلیل، درخواست امارات شاید فقط یک خبر مالی معمولی نباشد؛ بلکه میتواند نشانهای اولیه از فشار فزاینده بر بازار بدهی آمریکا باشد.
دولت آمریکا زمانی که بیش از درآمدهای مالیاتی خود هزینه میکند، باید این کسری را از طریق فروش اوراق قرضه تامین کند.اوراق خزانهداری ۱۰ ساله در واقع تعهدی است که دولت آمریکا امروز پول قرض میکند و متعهد میشود اصل پول و سود آن را در آینده بازپرداخت کند. این بازار طی دهههای گذشته یکی از امنترین بخشهای نظام مالی جهان شناخته شده است.همین اعتماد باعث شده آمریکا بتواند بهطور مداوم با هزینه پایینتر وام بگیرد. بدون تقاضای پایدار برای اوراق خزانهداری، استقراض برای دولت بسیار گرانتر خواهد شد.
بسیاری از کشورها اوراق خزانهداری آمریکا را بهعنوان دارایی امن و نقدشونده نگهداری میکنند. دلار همچنان مهمترین ارز در تجارت جهانی، بازار انرژی و ذخایر ارزی است.کشورهایی مانند ژاپن، چین، بریتانیا و کره جنوبی حجم بزرگی از این اوراق را در اختیار دارند؛ ذخیره این داراییها به آنها اجازه میدهد تا علاوه بر کسب سود از سود اوراق، در صورت نیاز فوری به دلار، بتوانند آنها را بهسرعت نقد کنند.همین سازوکار یکی از پایههای اصلی سیستم پترو دلار بوده است. ایالات متحده میتوانست با نرخهای نسبتاً پایین استقراض کند، در حالی که کشورهای خارجی از بازاری عمیق و نقدشونده برای ذخیره داراییهای خود بهرهمند بودند.
مشکل زمانی شکل میگیرد که چندین کشور همزمان به نقدینگی دلاری نیاز پیدا کنند.اوراق خزانهداری در شرایط عادی مزیت نقدشوندگی بالایی دارند؛ اما در زمان بحران، همین ویژگی میتواند آنها را به نخستین گزینه فروش تبدیل کند. اگر کشوری برای تامین هزینه انرژی یا حمایت از ارز ملی خود به دلار فوری نیاز داشته باشد، فروش اوراق خزانهداری سریعترین راه تامین نقدینگی خواهد بود.در چنین شرایطی، فشار فروش میتواند بازار اوراق قرضه آمریکا را بیثبات کند. اگر چندین دارنده بزرگ به فروشندگان اجباری تبدیل شوند، قیمت اوراق به سرعت افت میکند و این فشار تنها به بازار بدهی محدود نمیماند؛ بلکه به نرخهای بهره، هزینه وامگیری و کل اقتصاد آمریکا منتقل میشود.
هرگونه اختلال در بازار انرژی میتواند نیاز کشورها به دلار را افزایش دهد. از آنجا که نفت و بسیاری از مبادلات جهانی با دلار انجام میشوند، کشورها در زمان بحران انرژی به نقدینگی دلاری فوری نیاز پیدا میکنند. در این حالت، صنایع، کارخانجات و نیروگاهها نمیتوانند منتظر بازگشت جریانهای نقدی عادی بمانند.در این وضعیت، اولویت اصلی بسیار ساده است: تامین دلار برای تضمین امنیت انرژی.
برای بسیاری از کشورها، اوراق خزانهداری آمریکا سادهترین و در دسترسترین دارایی دلاری برای فروش است؛ چراکه بازاری بسیار عمیق، نقدشونده و پذیرفتهشده در سطح جهان دارد.بنابراین، وقتی یک دولت به نقدینگی فوری نیاز مبرم دارد، احتمالاً طلا، املاک یا سرمایهگذاریهای بلندمدت خود را نمیفروشد؛ بلکه ابتدا به سراغ اوراق خزانهداری میرود، زیرا خریداران آن همیشه در بازار حضور دارند.
اگر کشورهای زیادی همزمان اوراق خزانهداری را بفروشند، عرضه افزایش مییابد و قیمت اوراق کاهش پیدا میکند.در نتیجه، بازدهی اوراق بالا میرود و دولت آمریکا مجبور میشود با نرخهای بالاتری وام بگیرد؛ آن هم در شرایطی که بازارها از قبل تحت فشار هستند.
امارات به این دلیل درخواست حمایت نکرد که ذخایر مالی آن به پایان رسیده باشد. این کشور همچنان ذخایر ارزی، داراییهای صندوق ثروت ملی و حجم بالایی از اوراق خزانهداری آمریکا را در اختیار دارد.مسئله اصلی، فشار کوتاهمدت نقدینگی بود. اگر درآمدهای نفتی کاهش یابد و نیاز به دلار پابرجا بماند، حتی اقتصادهای ثروتمند نیز ممکن است با چنین فشاری روبهرو شوند.
امارات میتوانست با فروش بخشی از اوراق خزانهداری خود دلار مورد نیاز را تامین کند، اما اقدام به این کار در یک بازارِ تحت استرس، فشار فروش را دوچندان میکرد.اگر قیمتها بیشتر افت کند، بازدهی اوراق بالا میرود. این امر استقراض را برای واشنگتن گرانتر کرده و اثرات آن به نرخهای وام مسکن، بدهیهای شرکتی و بازارهای اعتباری گستردهتر سرایت میکند.
به همین دلیل است که درخواست امارات اهمیت دارد. واشنگتن یا باید اجازه دهد دارندگان خارجی برای تامین نقدینگی اوراق خزانهداری را بفروشند، یا اینکه ابتدا و پیش از آغاز روند فروش، نقدینگی دلاری آنها را تامین کند.از این منظر، این درخواست گامی برای محافظت از بازار اوراق خزانهداری آمریکا در برابر ظهور یک فروشنده اجباری دیگر بود.
در چنین شرایطی، خطوط سوآپ ارزی به یکی از ابزارهای مهم فدرال رزرو تبدیل میشوند. این سازوکار به بانکهای مرکزی خارجی اجازه میدهد بدون فروش اوراق خزانهداری، مستقیماً به دلار دسترسی پیدا کنند. در مقابل، آن بانک مرکزی ارز ملی خود را به عنوان وثیقه با یک نرخ ارز ثابت ارائه میدهد و در زمان سررسید، دلارها را همراه با سود بازپرداخت میکند.روی کاغذ، این یک ابزار نقدینگی کوتاهمدت است و نه یک طرح نجات مالی؛ اما هدف اصلی این سیاست، جلوگیری از فشار فروش در بازار بدهی آمریکاست.
اگر شوک انرژی ادامه یابد، کشورهای بیشتری ممکن است با مشکلی مشابه امارات روبهرو شوند. آنها به دلار سریع نیاز خواهند داشت، اما فروش اوراق برای تامین وجه، فشار بر بازار اوراق قرضه آمریکا را تشدید میکند.به همین دلیل، واشنگتن ترجیح میدهد خطوط سوآپ را به صورت چراغخاموش گسترش دهد. این کار به بانکهای مرکزی خارجی دسترسی به دلار را میدهد و خطر فروش اجباری را کاهش میدهد. هرچه این روند بیشتر تکرار شود، خطوط سوآپ بیشتر به یک شبکه امنیت برای خود بازار اوراق قرضه تبدیل میشوند.
کویت نیز به دلیل وابستگی بالا به درآمدهای نفتی، در معرض فشار مشابهی قرار دارد. اگر صادرات کند یا متوقف شود، چالش ساده خواهد بود: کشور همچنان هزینههایی برای پرداخت دارد، اما ورود ارز دلاری عادی آن ضعیف میشود.
کویت حدود ۶۶ میلیارد دلار اوراق خزانهداری آمریکا در اختیار دارد. اگر نیاز فوری به دلار افزایش یابد، کویت نیز ممکن است میان فروش اوراق در بازار یا درخواست خط سوآپ از واشنگتن، در موقعیت انتخاب قرار گیرد.
امارات ممکن است اولین نمونه باشد، اما کویت میتواند نشان دهد که آیا این موضوع در حال تبدیل شدن به یک الگو است یا خیر. اگر کشورهای وابسته به انرژی بیشتری درخواست حمایت دلاری کنند، خطوط سوآپ دیگر یک ابزار اضطراری نخواهند بود، بلکه به یک سیستم دفاعی پنهان برای بازار اوراق قرضه آمریکا تبدیل میشوند.
نگرانی اصلی تنها به یک کشور محدود نمیشود. ریسک واقعی زمانی شکل میگیرد که چندین دارنده بزرگ بدهی آمریکا بهطور همزمان برای تامین نقدینگی اقدام به فروش اوراق خزانهداری کنند. چنین روندی میتواند بازدهی اوراق را بهشدت افزایش دهد، هزینه استقراض را بالا ببرد و فشار تازهای را به اقتصاد جهانی منتقل کند.این وضعیت یک مارپیچ بدهی ایجاد میکند. آمریکا در حال حاضر نیز برای پوشش هزینههای خود به استقراض مبالغ کلانی نیاز دارد، اما اگر بازدهی اوراق بالا برود، هزینههای بهره نیز افزایش مییابد. در نتیجه، دولت صرفاً برای بازپرداخت سود بدهیهای فعلی خود به پول بیشتری نیاز خواهد داشت. همزمان، بازدهی بالاتر میتواند نرخ وامهای مسکن، وامهای خودرو، استقراض شرکتی و هزینههای وسیعتر اعتباری را افزایش دهد.به همین دلیل، درخواست امارات فراتر از یک مسئله منطقهای ارزیابی میشود. این رویداد نشانهای پنهان در سیستم دلار است؛ واشنگتن یا باید اجازه دهد دارندگان خارجی اوراق را بفروشند، یا از طریق خطوط سوآپ ابتدا به آنها دلار وام دهد.امارات ممکن است خودِ بحران نباشد؛ اما ارزیابی این رویداد نشان میدهد فشارهای بازار بدهی آمریکا دیگر فقط به سیاستهای مالی واشنگتن مربوط نیست؛ بلکه به توانایی اقتصاد جهانی برای حفظ بدهیهای آمریکا در زمان بحران و نیاز ناگهانی به نقدینگی نیز وابسته شده است.
در کانال تلگرام ما عضو شو و سیگنالهای معاملاتی رایگان رو دریافت کن!
به کانال تلگرام ما بپیوندید!